تبليغاتX
شب نوشت های یک دیوانه - برگزفته از شعر استاد اخوان
گفتی به ناز که بیش مرنجان مرا برو ، آن گفتنت که بیش مرنجانم آرزوست
 

امشب به بیراهه ها سفر خواهم کرد

و در دوردست

صدای پای گله سگها  را می شنوم

که میان غوغای سکوت

گم  خواهد شد

من تو را به همگان ترجیح می دهم

و تو همگان را به من

دریغ که میدانم

قلب و ذهن همگان

از دروغ سرشار است

و تو نیز میدانی

که راست می گویم

حال آنکه

پلیدی دروغ دیگران را

ز عصمت سخنانم

دوست تر می داری

چه ابا ست از تو کنون

ای منکر حقیقت

در ورای  ترس و جنون

ز گریز به عشق و راستی؟

آن زمانی که قلوب همگان

از دروغ و وحشت پر شده است

خلوتم را دوست تر می دارم

از کنارهم بودنهای سگان

 

امشب

در میان سکوت بیراهه

غم  با من نجوا می کند

با من می گرید

و سرانجام آرام می گیرد

 

 

م.ح

 

 

+ نوشته شده در  شنبه ششم تیر 1388ساعت 21:30  توسط متین  |